ساحل نشینان خلیج فارس
بندررستمی

موج شکن صیادی یا پارکینگ شناورهای تجاری

اسکله صیادی بندررستمی دارای دو حوضچه می باشد که حوضچه جدید بعلت شرایط ورودی اسکله موقع وزش باد از سمت جنوب غربی (باد قوسی) محل مناسبی برای پارکینگ شناورهای صیادی نمی باشد و شناورها به حوضچه ی قدیمی نقل و مکان می کنند ولی جایی برای پارکینگ پیدا نمیکنند زیرا حوضچه ی قدیمی تبدیل شده به توقف گاه شناورهای تجاری که باعث اعتراض مالکین شناورهای صیادی شده  در این بین تعاوتی صیادی مکاتباتی با پست کنترل بنادر همجوار داشته تا از خروج آنها به اسکله جهت پارکینگ جلوگیری شود ولی پست کنترل اهمیتی به این موضوع نداده و شیلات  هم که فقط تو فکر دریافت عوارض بندری از این شناورها می باشد در این زمینه هیچ عکس العملی نشان نمی دهد .وجود این شناورها علاوه بر ایجاد ترافیک ،خساراتی هم به موج شکن وارد کرده اند  از جمله از بین بردن قسمتی از پهلوگیری قایق های صیادی در این خصوص صیادان از مسئولین شیلات و پست کنترل خواستار رفع این مشکل هستند.

 

 

این تصاویر مربوط به آقای حیدر درویشی فرهنگی بازنشسته میباشد که در سال تحصیلی55/54 در دبستان روستای چیتی شهر لالی مسجد سلیمان بعنوان نیروی سپاه دانش مشغول به تدریس بوده است. در عکس های زیر دانش آموزان پایه اول تا چهارم این دبستان را مشاهده می کنید که آقای درویشی تقدیم کرده به :آقایان( جمشید بختیاروند - خسرو نوروزی - نجف  عجمی) و خانم ها(نسرین علادی- شهناز علادی - سنگین ماه علادی - ماه بیگم علادی - هما محمدی - کوکب عجمی)

بقيه عكس ها در ادامه مطلب


 



ادامه مطلب ...

ماهي مركب يكي از ماهيان بي مهره خليج فارس مي باشد كه هر ساله صد ها تن از اين ماهي ارزشمند توسط صيادان صيد و بعد از عمل آوري در شركت هاي فرآوري بصورت كامل يا فيله شده به كشورهاي دور يا نزديك صادر مي شود . در استان بوشهر فصل صيد اين ماهي از بهمن ماه هر سال شروع و تا ارديبهشت ماه سال بعد ادامه دارد و به عنوان يكي از محصولات غير نفتي علاوه بر اشتغال زايي ، فرآوري و صادرات آن باعث ارز آوري مي شود .

به آن در زبان محلی:خسّاک یا نقلو نیز میگویند.

در بندررستمی نیز صیادان با استفاده از گرگور یا قلاب آن را صید میکنند.یکی از روش های جالب آن قرار دادن یک ماهی مرکب ماده در گرگور است که باعث جذب نوع نر آن میشود یا ماهی مرکب ماده را با نخ بسته و در آب شناور می کنند تا جنس نر به نزدیک آن بیاید سپس با قلاب آن را صید میکنند.

در مواقع مواجه شدن با خطر از خود مرکب پخش میکند تا بتواند از دست دشمن فرار کند.

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب ...

 

زندگی عجیب یک مرد در روستای دژگاه شهرستان فیروز آباد فارس
این مرد که از سن 17 سالگی در یک سوراخ زندگی کرده بود الان در سن 70سالگی بر میبرد. هرچند سالهای زیادی در این مکان جدید زندگی خود را سپری کرده است ولی دوستان دوران جوانی خود را همه به یادش هست و این حکایت از هوش زیاد وی دارد. بازدید کننده های زیادی دارد. اطلاعات زیادی از اوضاع کشور دارد.
از حمام کردن بیزار است.دوبار که او را حمام دادند بیمار شد. حیوانات گزنده مثل مار و عقرب اگر او را نیش بزنند خود حیوانات از بین می روند. اگه مردم  غذا بهش بدهند وی آنها را توی یک حلب میگذارد تا خوب فاسد شود بعد آنها را میخورد. نوشابه خانواده نیز تو حلب میریزد بعد نوش میکند.
در زمستان وقتی باد شمال است یک لاستیک آتیش میزنه سپس روبروی دود آن می نشیند تا خوب سیاه شود.
پیپ او  یک زانوی فلزی شماره2 می باشد که مدفوع الاغ را در آن آتش میزند و دود میکند.
گزارش و عکس ها از آقای مؤذنی

عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...

 

درسی به نام طرح کاد
در نظام قدیم دوره متوسطه درسی به نام طرح کاد وجود داشت که یک روز آموزش ویک ساعت کلاس در طول هفته به خود اختصاص داده بود.این درس برای آشنایی بیشتر دانش آموزان با مشاغل گوناگون از جمله: مکانیکی،تعمیرات،جوشکاری،بهداشت و...... بود وتا حدودی هم در یادگیری مشاغل فوق برای دانش آموزان مؤثر بود .                                                                         
  ما در طول 3سال با دوستانی همچون غلامرضا غلامیان،رسول پودری، اکبر یدالهی دوست و مرحوم حمید زارعی در این درس خاطراتی داشتیم که خالی از لطف نیست. کار ما کلرزنی آب انبارها،وزن واندازه گیری کوچولوها ، ثبت مراجعین و داروها و کمک به مسئول بهداشت (خانم بخشی)در امر واکسیناسیون اطفال بود.
 یکی از خاطرات ما در امر کلرزنی در روستای گاهی این بود که در یک خانه اندازه گیری آب انبار را انجام دادیم وکلر ریزی کردیم و همینطور که داشتیم با سطل آب را به هم میزدیم سطل از دست ما افتاد تو آب انبار و بدون اینکه صاحب خانه بفهمد پا به فرار گذاشتیم یکبار هم مقداری کلر مانده بود که توی یک جاه پر از آب ریختیم.
در وزن کردن نیز وقتی رفتیم بچه آقای مجید عاشوری را وزن کنیم، وی با خوشحالی روی دستگاه وزن بالا و پایین میپرید ونمیگذاشت که ما او را دقیقاً وزن کنیم. یکبار هم بچه ای روی دستگاه ما......و کار ما را نیمه تمام گذاشت.
واقعاً خاطرات زیادی با دوستان در این درس داشتیم خواستم با این مطلب یاد دوست عزیزم مرحوم حمید زارعی که همیشه توی یاد ما ماندگار است را زنده کنم.               

شرکت  گروه سروش اندیشه پارسیان در مردادماه 1391 اقدام به نصب 3 اسکله شناور در  موج شکن صیادی بندررستمی کرد .که 2 تا از این اسکله ها برای پهلوگیری قایق ها به ظرفیت هر اسکله 10 قایق و یک اسکله شناور نیز برای دریابانی جهت نظارت بر خروج و ورود شناور ها میباشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...

صبح زود که هوا هنوز گرگ ومیشه از خانه بیرون میزنی به امید اینکه با مینی بوس به بوشهر بروی به سر جاده میرسی و هر چی منتظر میمونی مینی بوسی رد نمیشه مجبور میشی با سواری که کرایه اش 2500الی3000 تومان هست حرکت کنی . بوشهر که رسیدی سریع کارهایت را انجام میدی که شاید برای برگشتن با مینی بوس برگردی ولی وقتی به گاراژ میرسی تمام خطها مینی بوس دارند ولی خط ساحلی :دریغ از یک مینی بوس،آن هم ساعت 9.چرا؟

قرار بود که اتوبوس برای خط ساحلی بیارند ولی رانندگان مینی بوس ها دست به اعتراض زدند و گفتند:اینکار باعث نان بری ما میشود. الحمدالله شما که کار و بارتون جورن از مهر تا اردیبهشت که کار گوجه فرنگی دارین تو تابستان هم به مسافرت مشهد میرین. مسافران چکار کنند؟
دانشجویان مخصوصاَ دختران چه گناهی دارند که باید تو گرما و سرما منتظر مینی بوس بمانند. خرج دانشگاه بدن خرج کرایه سواری بدن؟وقتی که می بینی تو گرما خسته از امتحان و دانشگاه عرق ریزان تو گاراژ منتظر مینی بوس هستند دل آدم کباب میشه .وجدان که لای علف بود گاو خوردش. پس رحم ومروت شما رانندگان مینی بوس کجاست؟
چرا مسئولین منطقه کاری انجام نمیدن؟

 

ساخت اسکله صیادی بندررستمی در اوایل دهه 50 با پیگیری های مرحوم حاج حیدر رستمی،شروع شد . در این بین مردم روستا نیز با کمک های مادی و معنوی خود در پیشرفت اسکله همکاری داشتند.
کارشناسان برای ساخت موج شکن علامتهایی گذاشته بودند و برای اینکه مساحت حوضچه بزرگتر شود شبانه این علامتها  توسط آقای خدر دست پسین و به دستور مرحوم حاج حیدر رستمی جابجا میشد.ساخت اسکله حدود 7سال طول کشید .در آن زمان این موج شکن چند منظوره بود یادم میاد که برای کشتی های بزرگ جایگاهی جهت پهلوگیری درست کرده بودند که با اسکله شناور به موج شکن اصلی وصل شده بود وتریلرهای حمل کالا از قبیل: پسته ،بادام، کشمش، نخود و... جهت صادرات به کشورهای حاشیه خلیج فارس صف کشیده بودند.  
این اسکله یکی از قدیمی ترین اسکله های استان و منطقه بود و کم کم داشت از گل ولای پر میشد تا اینکه در سال 1382 با پیگیری های مستمر مسئولین وقت شورای اسلامی ،آقایان عبدالله پودری وحاج محمود عمویی و با همکاری تعاونی صیادی و آقای اسحاق درویشی نماینده صیادان شروع شد. که با حذف قسمتی از موج شکن قدیمی و اضافه کردن قسمت جدید ، مراحل پایانی خود را طی میکند هر چند نواقصی در آن میباشد.
همولایتی های عزیز اگر چیزی از قلم افتاده یادآوری کنید.
جمعه 10 شهريور 1391برچسب:مادر,بهشت,دوست, :: 1:29 :: نويسنده : عبدالکریم مانعی

 

مادر؛
چه کلمه ی نام آشنایی
کلمه ای آشنا
اما برای بعضی ها نا آشناست
مادر را دوست دارم
چون تمام هستی اش را؛جوانی اش را؛عمرش را؛نفسش را؛تاب و توانش را؛به پایم ریخت تا مرا بزرگ کند
مادر را دوست دارم
چون با عشق مرا بزرگ کرد
با عشقی که بارها لقمه در دهان خود نگذاشت و شب گرسنه خوابید و روزها و شب ها گرسنگی کشید؛تا من و امثال من؛بزرگ شوند
مادر را دوست دارم
چون زیباترین کلمه است
او را دوست دارم
چون با عشق بزرگم کرد
از تاب و توانش کاسته شد برای بزرگ شدن من
از تفریحات و شادی های خود گذشت برای شاد بودن من
برای تفریح کردنم
برای بازی کردنم با دوستانم
مادر را دوست دارم
چون وجودم در وجودش رشد پیدا کرد
او را دوست دارم
چون از وجود خود به من غذا داد
مرا 2 سال شیر داد
حتی مواقعی که خود را کثیف می کردم
چنان با عشق مرا می شست
که حد و حصر ندارد
و این ها به نظر من؛حرف های نگفته ی خیلی از ما آدم هاست
هرچند که هر چه بگوییم از وجود نازنین مادر کم گفته ایم
مادری که نمی توان با هیچ چیز عوضش کرد
نه با پول
نه با جاه و مقام و منزلت
و نه با خیلی چیز های دیگر

کاش مادر درکنارم بود.افسوس..........

 

سه شنبه 7 شهريور 1391برچسب:, :: 10:28 :: نويسنده : عبدالکریم مانعی

جاشوی نگون بخت که بعد از بیست سال زجر دریا  قصد داشت خودش را بازنشسته کند وقتی  به اداره بیمه مراجعه و سابقه خود را مشاهده میکند میبیند که بیشتر از 5 سال سابقه بیمه ندارد و نمی تواند بازنشسته شود .هر چند که بر روی لنج های مختلف صیادی و تجاری مشغول به کار بوده ولی میگفت که پول بیمه را از حقوقم کم میکردند.ولی اسمم را تو لیست بیمه وارد نکرده اند الان من باید حداقل 10 یا 12 سال سابقه داشته باشم ولی.......... این هم زبان حال وی هرچند دست و پا شکسته به شعر درآوردم اما زیاد گیر ندین.

چِقی مو توی درگه زجر کشیدم  

                                دلم خش بی که آخر خوش میشینم

صُوینی گه پیچانه دست میرم هِلِ اسکله

                                تا با جهاز برم سی صید چندتا لَچِّه

کارای جهاز همه رو دوش خُم بی  

                               مُنگ مُنگِ ناخدا و جاشوا رو سرم بی

آخرِسوم جنگم بی سی گُلاته    

                               پی صـاحب لنج  سـی حـق بیمه   

رفتم که گیرم سابقم شی بیمه    

                              نـداشتم بیش از پنج سـال سابقه

ای صـاحب لنج بی مـروت

                             چـرا کـردی به مو ایـن خیـانت

گـرفتی ازم پـول بیمه   

                           نپرداختی تـو آن را بـه بیمه

 

توصیه من به همه ی صیادان و کارگران عزیز این است که مدام پیگیر بیمه خود باشند که مبادا در آینده مشکلی برای بازنشستگی آنها پیش بیاید که جبران ناپذیر است.

 

یک شنبه 22 مرداد 1391برچسب:اوقات,گذشته,, :: 12:31 :: نويسنده : عبدالکریم مانعی

 

 این داستان بر اساس حادثه سال 1374 که برای آقایان (علی حسن پور،غلام زارعی،محمد زارعی، محمدشجاعی ومسعود جعفری ) رخ داد.

یکی از روزهای آبان ماه 1374است هوایی آرام وآفتابی، یک روز خوب را برای صیادی نوید میداد.ناخدا علی به همراه چهار جاشو، برای یک سفر صیادی آماده میشوند همه مایحتاج خود را فراهم میکنند .ساعت یک بعد از ظهر پس از صرف ناهار با شناور چوبی همراه دیگر لنج های صیادی در دل دریا صاف وآبی راهی محل صیدگاه خود میشوند. ساعت 6 به محل صیدگاه میرسند تورهای خود را به امید صید خوب به آب میاندازند وبعد ازپایان تورریزی به کارهای لنج میپردازند.غافل از اینکه هوای وحشتناکی در راه است.
ساعت9شب باد شمال لِچیزب(lechizeb)با چنان شدتی شروع به وزیدن کرد که گویی عنان بریده است. ناخدا علی و بچه ها هر چه تلاش میکنند موتور لنج روشن نمیشود.باد هر لحظه شدیدتر میشود و دریا را خشمگین میکند،موجها نیز مانند شلاق بر بدنه لنج کوبیده میشود .تلاش آنها برای روشن شدن موتور بی فایده است با دیگر لنجها تماس رادیویی میگیرند ولی هر کسی تو فکر نجات خود است . مشعل روشن میکنند و به دیگر لنجها علامت میدهند ولی باز هم اثری ندارد .زیرا موجهای بزرگ آنها را در خود گرفته بود.

 

بقیه داستان در ادامه مطلب...................



ادامه مطلب ...
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد
پيوندها


خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 112
بازدید هفته : 395
بازدید ماه : 581
بازدید کل : 234315
تعداد مطالب : 88
تعداد نظرات : 407
تعداد آنلاین : 1



درگه (مرجعی جامع برای شناخت بخش ساحلی شهرستان تنگستان)

مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران

لینک دانلود